October 2008 Archives

شفیعی کدکنی

| | Comments (0) | TrackBacks (0)

خطی این لحظه زدل‌تنگی بر این دیوار
یادگاری بنویس و به رَهِ شِکوه مپوی
از دورنگی که ز یارانت دیدی، عیّار!

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»

آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟

با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.

احمد شاملو

| | Comments (0) | TrackBacks (0)

شاید این رؤیا می‌گوید کفاره‌ی نادانی ما چندان سنگین است
که به جبرانش دیری باید
هر زمان منتظرِ فاجعه‌ای دیگر باشیم

| | Comments (0) | TrackBacks (0)

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد، بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت، عوعوی سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست، گَرد سمِ خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بکشت، ‌هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت، ناچار کاروان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید، نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم، تا سختی کمان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست، هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

About this Archive

This page is an archive of entries from October 2008 listed from newest to oldest.

August 2008 is the previous archive.

January 2009 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.